تبليغاتX
نم نم بارون
بیایید عشق رو هدیه کنیم به اونی که دوسش داریم...
سلام دوستای گلم

امیدوارم حالتون خوب باشه و گل لبخند رو لباتون شکوفه کرده باشه

مرسی از اینکه مطالب رو خوندید و بعد نظر دادید بعضی هاتون گفته بودید وقتی آدم عاشق می شه نباید مطالبش دلگیر باشه و باید با عشق زندگی کنه با نظرتون موافقم از این به بعد طوری آپ می کنم که انرژیتون بیشتر بشه. 

مطلب  قبلی به  نظرم یه جورایی قشنگ بود و بیانگر یه عشق واقعی البته یکمی تلخ بود .

یکی از دوستای گلم منو به یه بازی دعوت کرده بود با این عنوان که اگه بدونی تا ۲۴ ساعت آینده میمیری این ۲۴ ساعت رو چه طور می گذرونی ...!!!

حالا جواب من به این سوال اینه:

فکر کنید قراره ظرف ۲۴ ساعت دنیا به پایان برسه و همه بمیریم اگه یه همچین اتفاقی بیفته تموم خط های تلفن و تالارهای گفت و گو و ای میل ها اشغال می شه !!! می دونید چرا؟؟؟

چون دنیا پر مشه از کلمه ها و جمله هایی مثه: از این که رنجوندمت پشیمونم ، منو ببخش ، عاشقانه پرستشت می کردم و مراقب خودت باش  ... ،

من همیشه عاشقت بودم ولی هیچ وقت بهت نگفتم و ... اما واقعیت اینه که ما نه می دونیم کی زمان نفس کشیدنمون تموم می شه و کی دنیا به پایان می رسه !!! پس بیایید به این فکر باشیم که شاید دیگه فردایی نباشه و عشق و محبت رو به اون که دوسش داریم تقدیم کنیم.

                           

یکی قشنگیه منظره رو می بینه ، یکی کثیفیه پنجره رو ، این تویی که تصمیم می گیری چی ببینی امیدوارم همیشه قشنگ ترین منظره رو ببینی ، حتی از پشت پنجره کثیف!  

 

+حک شد روی قلبت دوشنبه بیست و یکم مرداد 1387ساعت17:12توسط نم نم بارون |
می دونی...!!!
می دونی...

يه اتاق باشه... گرمه گرم....روشنه روشن

تو باشی و من باشم

كف اتاق سنگ باشه...سنگ سفيد

تو منو بغل كنی كه نترسم كه سردم نشه نلرزم

می دونی؟

تو طوری بغلم كنی كه تكيه بدی به ديوار

پا ها تو دراز كنی منم بيام بشينم جلوت

بهت تكيه بدم

دو تا دستا تو دور من حلقه كنی

بهت بگم چشا تو می بندی!!!

بگی آره

چشا تو ببندی

بهت می گم قصه می گی تو گوشم

بگی :آره...

و شروع كنی قصه گفتن تو گوشم

آروم آروم قصه بگی

يه عالم قصه بلند و طولانی

می دونی می خوام رگمو بزنم

می گم جون من يه جمله عميق بلدی

 می گی: آره

نه وای!!!تو كه نمی بينی...

و نمی دونی دارم رگمو می زنم

تو چشا تو بستی و نمی بينی

و تيغو از جيبم بيرون مي آرم و سريع می برم

نمی بينی كه خون فواره می كنه

نمی بينی كه دستم می سوزه

من لبمو گاز می گيرم كه نگم :آخ......

كه تو چشاتو باز كنی و ببينی

تو داری قصه می گی

من دارم دستامو می بينم

دست چپمو داره خون ازش مياد

می دونی؟

دستمو مي زارم رو زانوهام

خون از رو زانوهام مي ريزه كف سنگها

مسيرش قشنگه....حيف كه چشات بسته

تو بغلم كردی نمی بينی كه سردم شده

محكمتر بغلم می كنی تا گرمم كنی

می بينی كه نا منظم نفس می كشم

تو دلت می گی اخی............

نفسم می گيره....می دونی ولی محكمتر بغلم می كنی

سردتر می شم...می بينی كه ديگه نفس نمی كشم

چشماتو باز می كنی می بينی من مردم... می دونی؟

می ترسیدم خودمو بكشم

از سرد شدن....از خون ديدن

ولی وقتی بغلم كردی ديگه نترسيدم

مردن خوب بود!

آروم آروم در كنار تووو

گريه نكن

من ديگه نيستم كه ببوسمت

تو خيلي گريه می كنی

دلم می شكنه...دلم نازكه نشكنش

باشه؟

من مردم ولی تو با ورت نمی شه

تكونم می دی تا بيدارشم

فكر ميیكنی مثل هميشه قصه گفتی و من خوابيدم

مي بينی نفس نمی كشم

بازم باور نمی كنی

اونقدر محكم بغلم می كنی تا گرم شم

اما فايده نداره

من مردم ولي براي تو زنده ام

پس هر شب به اين باغ بيا ولي گريه نكن

مي خوام يه چيزي بهت بگم می دونی؟

               دوست دارم ممممم............


مهم نیست چند بهار در کنار هم زندگی کنیم ، باور کنید مهم این نیست که یادمان باشد، زمان کوتاه است ، در پایان زندگی خیلی از ما خواهیم گفت : کاش فقط چند لحظه ای بیشتر فرصت داشته باشیم تا خوب بهم نگاه کنیم و همه ی ناگفته ها ی مهر آمیز یک عمر را در چند ثانیه بگوییم : کاش با خاطره ها زندگی نمی کردیم...

                          

می توان نامش را امید گذاشت ، شاید یک کلبه ی چوبی و شاید به یک بوسه بتوان دل خوش بود، اما نه! من می خواهم با تو... با عشق تو سبز باشم ، می نویسم از هر آنچه می توان دوستش داشت از عشق ، از محبت ، از تو که همیشه نامت در قلبم جاودانه خواهد بود ، عشق تو را با تمامی وجود در قلبم جای داده ام و همیشه دوستت خوام داشت ، پس با یادت می نویسم تا بدانی که همیشه قلبم به یادت خواهد تپید...

                                     3dgirl.blogfa.com     تقدیم به عشقم

+حک شد روی قلبت سه شنبه پانزدهم مرداد 1387ساعت16:59توسط نم نم بارون |
بازی...
دوستای گلم

چند وقت پیش هانا منو به یه بازی دعوت کرد که باید ۱۰ تا چیزی رو که دوست دارم و ۱۰ تا چیزی که ازشون بدم می یاد رو بنویسم... و بعد باید ۵ نفر از شما دوستای گلم رو به این مسابقه دعوت کنم تا توی آپ بعدیتون شما هم این کارو انجام بدید...

طبق قانون فقط ۵ نفر رو باید انتخاب کنم ...

۱- نبض خاطرم

۲- عارفه خانوم

۳-ami.t

۴- مهدی و فاطمه

۵- نیلوفر آبی

منتظر آپ شما ۵ نفرما  

۱۰ تا چیزی که دوست دارم:

۱- بوی نم خاک وقتی که بارون می یاد

۲- هدیه گرفتن

۳- وبلاگم و اینترنت

۴- شکلات

۵- گل رز قرمز

۶- رنگ آبی از نوع آسمونیش

۷- موسیقی

۸- کتاب خوندن

۹- فیلم های رمانتیک

۱۰- ریاضی و فیزیک

۱۰ تا چیزی که بدم می یاد:

۱- دروغ

۲- دو رویی

۳- خیانت

۴- شیمی

۵- کم آوردن و ضایع شدن

۶- از برق رفتن های بی موقع و ضد حال خوردن

۷ و ۸ و  ۹ - دیگه از چیزی بدم نمی یاد یا یادم نمی یاد

( ولی ... در کل زندگی زیباست ، اگه زیبایی هاشو ببینی می تونی از بدی هاش فاکتور بگیری و تمام خوبی های زندگیتو به توان هر عددی که دوست داشتی برسونی تا شاد  باشی )


همیشه به یاد داشته باش... تا به فراموشی بسپاری آنچه را که اندوهگینت می سازد.

اما...

هرگز فراموش مکن به یاد داشته باشی آنچه را که شادمانت می سازد.

               ( آلبرت هوبارد )

.always remember ... to forget the things that made you sad

...but 

.never forget to remember the things that made you glad

+حک شد روی قلبت سه شنبه هشتم مرداد 1387ساعت17:40توسط نم نم بارون |
عشق چیست!!!

  عشق...

 بخشیدن است هنگامی که فراموش کردن سخت می نماید؛

دستگیری است و رها نکردن

امیدوار که امروز چون فردا پر شکوه خواهد بود ؛

بازگویی رازها و نجواها

و لذت بردن از شب های غرق در ستاره

و از همه مهم تر ،

عشق

 آن است که بدانی که دیگر تنها نخواهی ماند.

                  

                                                                 

...love is

forgiving even though it's hard

؛ to forget                                                 

holding hands and never wanting

؛to let go                                                

hoping that tomorrow will be as

  wonderful as today                                               

                                           sharing secrets and whispers

     and star-spangled nights                                               

and most importanly

...love is

.knowing that you'll never be lonely again

وقتی انسان کسی را ندارد  که دوستش بدارد میل عمیقی به مرگ در وجودش می دود.

                                                                                                   (پائولوکوئیلو)

عشق غالبا" یک نوع عذاب است اما محروم بودن از آن مرگ است.

                                                                                                    (شکسپیر)


امیدوارم از مطالب اولین پستم خوشتون اومده باشه

بخند تا دنیا باهات بخنده گریه کن تا تنهایی باهات گریه کنه  

 

+حک شد روی قلبت سه شنبه یکم مرداد 1387ساعت12:32توسط نم نم بارون |

انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس